السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
643
تعليقات نقض ( فارسى )
محاصرهء آن ده برخاسته ، بطلب پناهى جهت خود رفتند و لشكر فرهاد بواسطهء باران متفرّق شده هر يكى بجايى كه پناهى گمان داشتند رفتند و درين وقت علىّ ابن عمران فرصت غنيمت دانسته ؛ مسرعى پيش تاش فرّاش فرستاده مدد طلبيد ، تاش فرّاش فى الحال لشكرى تازه بمدد او فرستاد ، فرهاد بن مرداويج باز گشته ، ببروجرد رفت و بعلاء الدوله پيوست . بعد از مشاورت قرار به آن دادند كه باتّفاق يك ديگر بهمدان روند . بنابرين علاء الدوله جمعى را با برادرزادهء خود ابو منصور باصفهان فرستاد كه خزانهء او را با آلات حرب و سلاح بياورند ، تا استعداد بر اصل كرده ، متوجّه همدان شوند و علىّ بن عمران برين معنى اطّلاع يافته باستظهار لشكر تازه كه از جانب امير تاش فرّاش به او رسيده بود بجانب اصفهان ايلغار نمود ، و از جربادقان آن جماعت را كه از خزانه و سلاح جهت علاء الدوله مىبردند دريافته اكثر ايشان را بقتل رسانيد و تمامى اموال و اسلحه را بدست آورد و ابو منصور را بند كرد و برى پيش امير تاش فرّاش فرستاد و علاء الدولهء بيچاره بىخبر از اين قضيّه بمجرّد آنكه به او رسيده بود كه : علىّ بن عمران از همدان بيرون رفته گمانش آن بود كه او فرصت يافته گريخته ، روى بهمدان رفت و آن شهر را در حوزهء تصرّف خود آورد و در آنجا به روى ظاهر شد كه علىّ بن عمران اين چنين دستبردى نموده و تمامى اموال و اسلحهء او را از ميان ربوده . علاء الدوله از شنيدن اين خبر بسيار متأثّر و نادم گشت و بىتوقّف باتّفاق فرهاد بن مرداويج در عقب او ايلغار نمود ، و علىّ ابن عمران چون اين چنين كارى كرده بود بطمع اصفهان و خزانهء علاء الدوله كه در آنجا بود ، روى باصفهان مىرفت ، كه بيك بار علاء الدوله و فرهاد از جانب همدان رسيدند و بعد از تلاقى فريقين آتش جدال و قتال شعله زد و از صبح تا قريب نيمروز جانبين كارزار مردانه كردند . آخر الامر نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم علاء الدوله وزيد . علىّ بن عمران با جماعتى قليل از معركه روى بتافت و تمامى آنچه گرفته بود با زيادتى بسيار بدست علاء الدوله افتاد و اكثر سپاه علىّ بن عمران بقتل رسيد و آنچه از مردم علاء الدوله در بند علىّ بن عمران بود همه خلاص شدند ، الّا برادرزادهء